تبليغاتX
سینما از دید ما

روح آزادی بر فراز آشیانه‌ی سینما



نسترن میرجلالی

درباره‌ی زندگی و آثار جک نیکلسن«Jack Nicholson »
بزرگ شدن نیكلسون عجیب بود تا آن‌جا که خود اوسرگذشتش را تا قبل از سی سالگی نمی‌دانست. جک در 22 آوریل 1937 در نیویورك بدنیا آمد. سپس مادرش او را به وطن خود یعنی نپتون واقع در نیوجرسی، جایی كه توسط مادربزرگش بزرگ شده بود؛آورد در حالی كه همیشه فكر می‌كرد مادر واقعی‌اش، خواهر بزرگ‌تر اوست.
جک از موقعیت واقعی‌اش بی‌خبر بود تا این‌كه در 1974 توسط خبرنگاری كه درباره زندگی او تحقیق می‌كرد از آن آگاه شد. اما جزئیات این مسئله نامعلوم ماند چون در آن زمان هم مادر و هم مادربزرگش مرده و رازهایشان را با خود به گور برده بودند. در نتیجه نیكلسون هیچ تصوری از پدر واقعی‌اش نداشت. اما به هر حال این واقعیتی بود که می‌بایست پذیرفته می‌شد.
مادر نیكلسون ـ كه خودش او را خواهر خود می‌دانست ـ رقصنده و بازیگر بااستعدادی بود و توانسته بود خود را بر روی صحنه مطرح كند. پدربزرگ جك، كه در زندگی او نقش پدرش را بازی می‌كرد، جك را به سینما و هم‌چنین میخانه‌ها می‌برد. این مرد در سال 1955 به خاطر نوشیدن بیش از حد مشروب، مرد.
جك، جوان خوش چهره و شادی بود. او وارد دبیرستانی در ماناسكوان (Manasquan) در نیوجرسی شد ولی تحصیلش را ادامه نداد. او هم‌چنین در بسیاری از نمایش‌های مدرسه‌اش بازی می‌كرد. وقتی هفده ساله بود در سفری كه به كالیفرنیا برای دیدن خواهرش داشت تصمیم جدی گرفت كه بازیگر شود. او به عنوان پسر پیغام رسان در واحد كارتون MGM مشغول به کار شد و بازیگری را در گروهی بنام «بازیگران تئاتر حلقه» تعلیم دید و به همراه این گروه شروع به اجرا بر صحنه تئاتر و هم‌چنین تلویزیون كرد.
اولین درخشش او در فیلم‌ها در سال 1957 وقتی رخ داد كه «راجركومان» ( Roger Corman) او را برای نقش اصلی فیم كم هزینه‌اش، «قاتل گریان» انتخاب كرد. او در آن فیلم نقش جوانی را بازی ‌كرد كه به سمت دو نفر تیراندازی می‌کند و پس از آن از كاری كه انجام داده بود بسیار می‌ترسد. و در فاصله زمانی بسیار كمی او را برای نقش بیمار فیلم «مغازه كوچك وحشت» و به دنبال آن در «كلاغ» به كار گرفت. پس از تجربه خوبی كه نیكلسون از همكاری با كومان (Corman) بدست آورده‌بود، مدت زیادی منتظر كارهای بعدی ماند و بالاخره توانست با «بوریس كارلف» (Boris Karlaff) در فیلم «ترور» بازی كند.
نیكلسون با بازیگری به نام «سندرا نایت» (Sardra Night) ازدواج كرد و یك سال بعد از به دنیا آمدن دخترشان «جنیفر» جدا شدند.
سپس در رابطه‌ای كه با كارگردانی به نام «مونت هلمن» (Monte Helman) داشت، با او چهار فیلم موفق ساخت. او فیلم‌های «جنگ برای خشم» و «سواری در گردباد» را نوشت و «شلیك» را تهیه كرد. كه دو فیلم آخر وسترن‌های موفقی با فیلمنامه‌های فكر شده بودند.
نیكلسون با وجود این‌كه مواد مخدر زیادی مصرف می‌كرد، به غایت شیفته هوشیاری ذهنی و فرهنگ ملی بود و تلاش می‌كرد تا طرز فكرش را در شكل و اندازه‌های وسترن قرار دهد.
فیلم «سوار آسان» به كارگردانی «پیتر فاندا» (Peter Fonda) از او یك ستاره ساخت. این فیلم نامزدی اسكار را برای او به دنبال داشت و او را بر روی خط موفقیت‌های متوالی قرار داد.
نیكلسون به یكی از اسرارآمیزترین شخصیت‌های هالیوود تبدیل شد بازیگر چند چهره‌ای كه نه تنها قادر به تفسیر كردن رُل‌های زیادی بود، بلكه هم‌چنین قادر به تغییر سبك از فیلمی به فیلم دیگر بود. او در حال ساختن فیلم بعدی‌اش با نام «اقبال» بود كه با كنجكاوی‌های دوستش «وارن بیتی» (Warren Beatty) حقیقت را درباره خانواده‌اش کشف کرد. متأسفانه مادر واقعی‌اش در اثر سرطان در سال 1963 مرده بود و مادربزرگش چهار سال قبل از «سوار آسان» درگذشت و فرزند محبوبش را تنها گذاشت. این واقعیت، ضربه سختی به او وارد كرد.
او نقش «رندال مورفی» (Randal McMurphy) ، روح آزادی در یك آسایشگاه روانی را در فیلم «پرواز برفراز آشیانه فاخته» بسیار زیبا ایفا كرد و به شایستگی عنوان بهترین بازیگر را دریافت كرد. اما از موقعیتش به سادگی برای بدست آوردن نقش‌های بزرگ استفاده نكرد. در واقع او در طول دوران حرفه‌ای‌اش چندین نقش موفق را از دست داده است مثل «مایكل كورلئونه» در «پدرخوانده» ، «رابرت رادفورد» در «اینك آخر الزمان» و نقش «جان دیوت» در «به خانه آمدن».
ابتدا خودش را در برابر «مارلون براندو» (Marlon Brando) در «میسوری از هم می‌پاشد» آزمود و بعد فیلم خودش «به سوی جنوب» را با بازی «استین برگن» (Steen Burgen) كه اولین نقش اصلی‌اش بود، ساخت. «به سوی جنوب» می‌توانست فیلم خوبی شود ولی موفقیت زیادی نداشت. جك نیكلسون مدتی بیكار بود تا این‌كه دوباره در یكی از معروف‌ترین نقش‌هایش یعنی «جك تورنس» در فیلم «درخشش» ظاهر شد.
ویژگی‌هایی او از شخصیت «تورنس» در این فیلم نمایش داد و از آنها برای پرداخت نقش استفاده كرد همان‌هایی است كه در نقش‌های «ژوكر» در «بتمن» و «شیطان» در فیلم «جادوگران غرب» استفاده شده است. او اسكار دیگری را به خاطر نقش فضانوردی به نام «گارت بریدلاو» (Garrett Breedlove) دریافت كرد كه در فیلم «دوران محبوبیت» سعی می‌كند «شرلی مك لین» (Shirley Maclaine) را گمراه كند.
اولین نقش را در فیلم «ستاره‌ی عصر» تكرار كرد. سپس برای چندین نقش دیگر در كنار «آنجلیكا هاستون» (Angelica Huston) ظاهر شد. او دوباره برای نقش جنجالی‌اش در «چند مرد خوب» نامزد دریافت جایزه شد و بالاخره به خاطر بازی در نقش «ملوین یودال» (Melvin Udall) در فیلم «بهترین شكل ممكن» این جایزه را دریافت كرد. در آن زمان نیكلسون در موقعیت مالی خوبی بود و فیلم‌هایش بیشتر از یك و نیم میلیون دلار فروش می‌کرد. اما نقشی كه او شصت میلیون دلار برایش دریافت كرد، فیلم «بت من» است. او می‌دانسته كه در كارنامه‌اش چه نوشته شده‌است . در سخنرانی اسكار برای فیلم «پرواز برفراز آشیانه فاخته» از «مری پیكفورد» (Mary Pickford) تشكر كرد برای اینكه اولین بازیگری است كه یك درصد از حضورش را گرفته است. نقش بعدی او در فیلم «وثیقه» بود، فیلمی كه نیكلسون در آن با كارگردان «شان پن» (Sean Penn) كه با او فیلم «گارد عبور» را ساخت، پیوند دوباره برقرار کرد. در فیلم «درباره اشمیت» او در نقش «وارن اشمیت» ظاهر شد كه مرد بازنشسته‌ی شصت و شش ساله‌ای است كه همسرش را از دست داده و می‌رود تا با ملاقات دخترش با خانواده جدیدی آشنا شود. نیكلسون در هیبت اشمیت بسیار قابل درك و كامل می‌نمود. بخشی از فیلم را می‌توان كمدی دانست،‌ بخشی را جادویی و برخی قسمت‌ها را، حتی می‌توان تراژدی نامید.
نیكلسون در فیلم «چیزی كه دارم» كه یك كمدی رمانتیك است، در كنار «دایان كتین» درخشید. «دایان كتین» جایزه گلدن گلاب را به خاطر این فیلم از آن خود كرد و نامزد اسكار نیز شد. ولی نیكلسون از نامزد شدن باز ماند. برای نیكلسون در سن 66 سالگی كارش است كه او را زنده نگاه می‌دارد. او هنوز در حرفه بازیگری برانگیخته از احساسات است. همان‌طور كه تا به حال هم بیش‌تر، تماشاگرانش را سرگرم كرده‌است تا این‌كه آنها را افسرده و كسل كند. او می‌گوید «من درباره‌ی این‌كه چه نوع فیلم‌هایی بازی كنم تصمیم گرفته‌ام و این را می‌دانم كه به بازیگری در مدیوم دیگر باید «نه» بگویم. من نمی‌خواهم زندگی‌ام را با ناراحت كردن مردم سپری كنم.»
تصور كردن این موضوع مشكل است كه نیكلسون نزدیك چهل است در بالاترین سطح بازی كرده‌است. او در طول این مدت، سه جایزه اسكار و دوازده نامزدی جوایز مختلف را از سال 1969 با فیلم «سوار آسان» ذخیره كرده‌است. نیكلسون مدت زیادی است كه درصدر جدول ماركت هالیوود قرار دارد.
اگر عبارت «گنگستری» صفت توصیفی مناسبی برای نیكلسون در فیلم‌های اولیه‌اش باشد، در مورد فیلم‌های بعدی باید صفت «شیطانی» را به آن اضافه كرد. جك نیكلسون در برخی فیلم‌های دلهره‌آور «راجر كدمان» در اوایل دهه شصت نقش‌های كوچك ولی در عین حال تأثیرگذاری ایفا كرد. سپس با نقش وكیل سرخورده از دنیا در «سوار آسان» به موفقیت بزرگی دست یافت. در «پنج قطعه راحت» ، «معرفت جسم» و «سلطان ماروین گاردنز» او نقش آدم‌های تنها و سرخورده‌ای را بازی كرد كه از دنیا جدا و منزوی شده‌اند.
پس از آن یك سری نقش‌هایی شروع شد كه تكیه‌گاهی جز درایت و هوش خود در جامعه‌ای بی‌رحم نداشتند. جنبه شیطانی شخصیت سینمایی او اولین بار با «درخشش» به چشم آمد، سپس كمی در «روابط عاطفی» و بالاخره در «جادوگران استوویك» شخصیتی بطور كامل با چنین شخصیتی بازی كرد. به خاطر نقش یك رمان نویس وسواسی در برابر «هلن هانت» (Helen Hunt) در «بهترین شكل ممكن» (1997) اسكار بهترین بازیگر مرد را بُرد.
با سه اسكار، پنج گلدن گلاب و بسیاری از افتخارات دیگر، جك نیكلسون به بلندای دستاوردهای حرفه‌ای رسیده است. علاوه بر آن او در تعدادی از فیلم‌های مدرن بازی كرد مثل «شهر چینی‌ها» ، «پرواز برفراز آشیانه فاخته» ، «درخشش» و «بتمن».
سهم نیكلسون در گسترش سینمای مدرن به حدی است كه در سال 1994 توسط انجمن فیلم آمریكا برای یك عمر تلاش مورد تقدیر قرار گرفت. در نگاهی به گذشته، این جایزه نابه هنگام بود چون پس از آن، نیكلسون سومین جایزه‌ی اسكارش را برای «بهترین شكل ممكن» گرفت و هیچ علامتی از ترك بازیگری نشان نداد.
بازی او در فیلم‌هایی هم‌چون «پرواز برفراز آشیانه فاخته» ، «دوران محبوبیت» و «درباره‌ی اشمیت» نوع خاصی از توانایی‌هایش را آشكار می‌كند كه او مهارت خاصی در ایفای نقش شخصیت‌های عصبی و روانی دارد.

فیلم‌ها:
ـ اسلحه‌های ویل سانت (2005)
ـ نوجوانانی از فضا/ ترور (2004)
ـ ترور/ ترس تا حد مرگ (2004)
ـ چیزی كه دارم (2003)
ـ یك دهه تأثیرپذیری (2003)
ـ كنترل خشم (2003)
ـ درباره‌ی اشمیت (2002)
ـ بهترین شكل ممكن (1997)
ـ خون و شراب (1996)
ـ ستاره غروب (1996)
ـ حمله مریخی‌ها (1996)
ـ گارد عبورد (1995)
ـ گرگ (1994)
ـ چند مرد خوب (1002)
ـ مشكل بشر (1992)
ـ دو جك (1990)
ـ بتمن (1989)
ـ اخبار براد كاست (1987)
ـ دوران محبوبیت (1983)
ـ پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند (1981)
ـ قرمز (1981)
ـ درخشش (1980)
ـ میسوری از هم می‌پاشد (1976)
ـ اقبال (1975)
ـ مسافر (1975)
ـ تامی (1975)
ـ مسافر (1975)
ـ پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975)
ـ آخرین جزئیات (1974)
ـ شهر چینی‌ها (1974)
ـ سلطان ماروین گاردنز (1972)
ـ پنج قطعه راحت (1970)
ـ در یك روز روشن خوب می‌بینی (1970)
ـ سوار آسان (1969)
ـ فرشتگان جهنم روی چرخ‌ها (1967)
ـ سواری در گردباد (1966)
ـ شلیك (1966)
ـ كلاغ (1963)
ـ مغازه‌ی كوچك وحشت (1960)
ـ سوار وحشی (1960)
ـ مغازه كوچك وحشت (1960)
ـ مجموعه‌ی بوریس كارلف (1960)
كارگردانی:
ـ دوجك (1990)
ـ به سوی جنوب (1978)
تهیه‌‌كنندگی:
ـ سواری در گردباد (1966)
ـ شلیك (1966)
فیلمنامه نویس:
ـ سفر (1967)
ـ سواری در گردباد (1966)

آكادمی

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
2002  بهترین بازیگر مرد درباره‌ی اشمیت (2002) نامزد
1997  بهترین بازیگر مرد  بهترین شكل ممكن (1997)  برنده
1992  بهترین بازیگر مكمل مرد چند مرد خوب (1992) نامزد
1985  بهترین بازیگر مرد  افتخار (1985) نامزد
1983  بهترین بازیگر مكمل مرد  دوران محبوبیت (1983)  برنده
1981  بهترین بازیگر مكمل مرد  قرمز (1981)  نامزد
1975  بهترین بازیگر مرد  پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975)  برنده
1974  بهترین بازیگر مرد  شهر چینی‌ها (1973) نامزد
1970   بهترین بازیگر مرد پنج قطعه راحت (1970)  نامزد
1969  بهترین بازیگر مكمل مرد  سوار آسان (1969)  نامزد

آكادمی انگلستان

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1982  بهترین بازیگر مكمل مرد  قرمز (1981)  برنده
1976  بهترین بازیگر مرد  پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975) برنده
1973  بهترین بازیگر مرد  شهر چینی‌ها (1974)  برنده

انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
2002  بهترین بازیگر مرد  درباره‌ی اشمیت (2002)  برنده
1986  بهترین بازیگر مرد  جادوگردان جنوب (1987)  برنده
1983 بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (1983)  برنده

انجمن منتقدان فیلم نیویورك

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1983  بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (1983) برنده
1981  بهترین بازیگر مكمل مرد قرمز (1981) نامزد
1975  بهترین بازیگر مرد پرواز برفراز آشیانه فاخته (1975) برنده
 1974 بهترین بازیگر مرد شهر چینی‌ها برنده
1970  بهترین بازیگر مرد پنج قطعه راحت (1970)  نامزد
1969 بهترین بازیگر مكمل مرد سوار آسان (1969) برنده

گلدن گلاب

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
2003  بهترین بازیگر مرد چیزی كه دارم (2003)  نامزد
2002   بهترین بازیگر درام درباره‌ی اشمیت (2002) برنده
1997  بهترین بازیگر مرد كمدی بهترین شكل ممكن (1997)  برنده
1992 بهترین بازیگر مرد درام هافا (1992)  نامزد
1992 بهترین بازیگر مكمل مرد  چند مرد خوب (1992)  نامزد
1989 بهترین بازیگر مرد كمدی بتمن (1989) نامزد
1985 بهترین بازیگر موزیكال افتخار (1985) برنده
1983 بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (1983) برنده
1981 بهترین بازیگر مكمل مرد  قرمز (1981) نامزد
1975 بهترین بازیگر مرد درام پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975) برنده
1974 بهترین بازیگر مرد درام شهر چینی‌ها (1974) برنده
1970 بهترین بازیگر مرد  درام پنج قطعه راحت (1970) نامزد
1969  بهترین بازیگر مكمل مرد  سوار آسان (1969) نامزد


منابع مورد استفاده:

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 3:39 توسط امید دل تورو |


نام: پرويز پرستويي

تاريخ تولد: دوم تیرماه  1334 (همدان)

مدرك تحصيلي: ديپلم طبيعي

داراي مدرك درجه سه هنري (معادل ليسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

فعاليت هنري را از سال 1348 با اجراي نمايش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرد.

در سال 1353 براي بازي در نمايش « دكه » و يك سال بعد براي بازي در نمايش « تسليم شدگان » جايزه كاخ جوانان را گرفت.

براي نخستين فيلمش « ديار عاشقان » ديپلم افتخار بازيگر نقش دوم را در دومين جشنواره فجر گرفت.

او همچنين برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « ليلي با من است » و برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم «   آژانس شيشه اي » شد.

بازي زيباي او در فيلم « موميايي 3 » تحسين همگان را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر برانگيخت.

سال 1380 سال خوبي براي او نبود. فيلم « آب و آتش » با بازي نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فيلم تكه پاره شده «  موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شيشه اي » چهره موفقي از پرويز پرستويي به جا نگذاشت.

پرويز پرستويي در سال 1381 فيلم نچندان موفق « عزيزم من كوك نيستم » را با بازي خوبش بر پرده سينماها داشت كه در همان سال يكي از دو جايزه بهترين بازيگر مرد را از « جشن ماهنامه دنياي تصوير » دريافت كرد.
پرويز پرستويي در سال 1382 بار ديگر چشمها را به سوي خود خيره كرد. بازي معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فيلم « مارمولك » (كمال تبريزي) سيمرغ بلورين ويژه هيئت داوران جشنواره بيست و دوم فيلم فجر (بهمن 1382) و تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد هشتمين جشن خانه سينما (شهريور 1383) را براي او به ارمغان آورد.

از فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی که وی در آنها ایفای نقش کرده است ، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

فیلم های سینمایی :

- ديار عاشقان (حسن كاربخش، 1362)

- پيشتازان فتح (1362)

- سازمان 4 (1366)

- شكار (مجيد جوانمرد، 1366)

- حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369)

- مار (مجيد جوانمرد، 1370)

- آدم برفي (داود ميرباقري، 1373)

- ليلي با من است (كمال تبريزي، 1374)

- مهرمادري (كمال تبريزي، 1376)

- رواني (داريوش فرهنگ، 1376)

- آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)

- مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)

- روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)

- شوخي (همايون اسعديان، 1378)

- عشق شيشه اي (رضا حيدرنژاد، 1378)

- موميايي 3 (محمدرضا هنرمند، 1378)

- موج مرده (ابراهيم حاتمي كيا، 79-1378)

- آب و آتش (فريدون جيراني، 79-1378)

- عزيزم من كوك نيستم (محمدرضا هنرمند، 1380)

- ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا  معتمدي، 1381)

- دوئل (احمدرضا درويش، 1381)

- بانوي من (يدالله صمدي، 1381)

- دوئل (احمدرضا درويش، 1381)

- مارمولك (كمال تبريزي، 1382)

- کافه ترانزیت ( 1383)

- بيد مجنون (مجيد مجيدي، 1383)

- به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)

 

مجموعه های تلویزیونی :

- امام علي (ع) (مجموعه - داود ميرباقري - 1370)

- آواي فاخته (مجموعه - بهمن زرين پور - 1375)

- زير چتر خورشيد (مجموعه - بهمن زرين پور -  1376)

- خاك سرخ (مجموعه - ابراهيم حاتمي كيا - 80/1379)
- زير تيغ (مجموعه - محمدرضا هنرمند -  1385)

 

جوایز و افتخارات پرویز پرستویی به شرح زیر می باشد :

- سیمرغ بلورین نقش دوم مرد برای فیلم دیار عاشقان در سال 1362

- دیپلم افتخار نقش اول مرد برای فیلم لیلی با من است در سال 1374

- کاندید نقش اول مرد برای فیلم لیلی با من است در سال 1375

- سیمرغ بلورین نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه ای در سال 1376

- تندیس جشنواره نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه ای در سال 1377

- شش سکه بهار آزادی نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه ای در سال 1377

- لوح افتخار نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه ای در سال 1377

- تندیس نقش اول مرد برای فیلم های مرد عوضی ، روانی ، آژانس شیشه ای در سال 1377

- کاندید نقش اول مرد برای فیلم مومیایی 3 در سال 1378

- کاندید نقش اول مرد برای فیلم شوخی در سال 1378

- کاندید نقش اول مرد برای فیلم موج مرده در سال 1380

- کاندید نقش اول مرد برای فیلم دیوانه ای از قفس پرید در سال 1381

- تقدیر ویژه هیئت داوران نقش اول مرد و همچنین کاندید نقش اول مرد برای فیلم مارمولک در سال 1382

- سیمرغ بلورین نقش اول مرد برای فیلم بید مجنون در سال 1383

- تندیس نقش اول مرد برای فیلم مارمولک در سال 1383

- کاندید نقش اول مرد برای فیلم بید مجنون در سال 1384

- سیمرغ بلورین نقش اول مرد برای فیلم به نام پدر در سال 1384

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 2:16 توسط امید دل تورو |


با سلام خدمت شما عزیزان.از امروز تصمیم گرفتم مطالبی در رابطه با آقای بازیگری ایران"بهروز وثوقی بنویسم.پیش از هر چیز هم قصد دارم از بیوگرافی این اسطوره شروع کنم.امیدوارم این مطالب مورد پسند واقع بشه:

 زندگينامه  

- فعالیت در زمینه دوبله (1337)
- فعالیت در زمینه تئاتر (1356)
- مهاجرت به آمریکا (1359)

بهروز وثوقي( خليل ) متولد 1316 در خمين است.شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود.وي كار خود را با نقش كوتاهي در فيلم « طوفان شهر ما » ساموئل خاچيكيان شروع كرد و سپس با فيلم « صد كيلو داماد » عباس شباويز فعاليت حرفه اي خود را آغاز كرد. كارنامه بازيگري وثوقي به دو دوره كاملاً مشخص تقسيم مي شود،« قيصر » مسعود كيميايي مرز بين دو دوره است. وثوقي دوره اول در ملودرام هاي سطحي يا نقش آدمهاي بد و شرور را بازي مي كند مثل « گل گمشده » عباس شباويز و يا نقش مثبت ومنفي همزمان با هم مثل فيلم « دزد بانك » اسماعيل كوشان را دارد يا نقش قهرمان پاكدل و شجاع مثل فيلم « هاشم خان » محمد زرين دست را ايفا مي كند. او از سال 1348 جوايز زيادي از جشنواره هاي داخلي و خارجي به دست آورد. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در "قیصر" پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.
بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در کارنامه هنری دارد:
قیصر، طوقی، داش آکل، تنگسیر، بلوچ، بت و ...
بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای "گوزنها" (مسعود کیمیایی، 1354) و "سوته دلان" (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.
وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترک کرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی کرد.
همکاری بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی در هفت فیلم، هفت بازی بشدت متفاوت در کارنامه وثوقی بر جای گذاشت. فيلم « سوته دلان » علي حاتمي آخرين فيلمي بود كه وثوقي در ايران بازي كرد و به طرز چشم گيري از ايفاي نقش خود بر آمد و نشان داد كه در حرفه بازيگري تواناست. او پس از آن به آمريكا رفت تا در فيلم « گربه در قفس » بهمن زرين دست بازي كند كه اقامت او با انقلاب اسلامي مصادف شد. يكي از اتفاقات مهم در حضور هنري وثوقي در سالهاي اخير جايزه اي است كه داوران جشنواره لس آنجلس در سال 1979 به عباس كيارستمي اهدا كردند و او نيز تقديم وثوقي كرد.

"شایان ذکر است است که بهروز وثوقی در یکی از مصاحبه های خود خسرو شکیبایی را دوست و بازیگر مورد علاقه خود در ایران معرفی کرده بود"

بخشي از فيلم شناسي:

1357  نفس بریده ( سیروس الوند )  [بازیگر]

1356  سوته دلان ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1355  ماه عسل ( فریدون گله )  [بازیگر]

1355  بت ( ایرج قادری )  [بازیگر]

1355  نازنین ( علیرضا داودنژاد )  [بازیگر]

1355  ملکوت ( خسرو هریتاش )  [بازیگر]

1354  کندو ( فریدون گله )  [بازیگر]

1354  گوزن ها ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1353  ممل آمریکایی ( شاپور قریب )  [بازیگر]

1353  همسفر ( مسعود اسدالهی )  [بازیگر]

1352  تنگسیر ( امیر نادری )  [بازیگر]

1352  خاک ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1352  نفرین ( ناصر تقوایی )  [بازیگر]

1351  بلوچ ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1350  داش آکل ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1350  رشید ( پرویز نوری )  [بازیگر]

1350  فرار از تله ( جلال مقدم )  [بازیگر]

1349  لیلی و مجنون ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

1349  طوقی ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1349  رضا موتوری ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1348  قیصر ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1348  دنیای آبی ( صابر رهبر )  [بازیگر]

1347  بیگانه بیا ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1347  تنگه اژدها ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

1346  دالاهو ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

1346  زنی به نام شراب ( امیر شروان )  [بازیگر]

1345  هاشم خان ( محمد زرین دست )  [بازیگر]

1345  خداحافظ تهران ( ساموئل خاچیکیان )  [بازیگر]

1343  لذت گناه ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

1340  صد کیلو داماد ( عباس شباویز )  [بازیگر]

1337  طوفان در شهر ما ( ساموئل خاچیکیان )  [بازیگر]

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 3:16 توسط امید دل تورو |


هامفری بوگارت

نام هنری:هامفری بوگارت (Humphery Bogart)

نام واقعی:هامفری دیفارست بوگارت-بازیگر-تهیه کننده

تولد:۲۵ دسامبر ۱۸۹۹-نیویورک-آمریکا

وفات:۱۴ ژانویه ۱۹۵۷-لس آنجلس-کالیفرنیا-آمریکا

مرگ در اثر سرطان حنجره

نام مستعار:بوگی(Bogey/Bogie)

پدر او جراح و مادرش ویراستار یک مجله بود.دوران کودکی خود را در نیویورک و در مدرسه ترینیتی سپری کرد.برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی به آکادمی فیلیپس در آندورا رفت.اما پس از مدتی از آنجا اخراج و به ارتش پیوست.بوگارت در طول خدمت هیچگاه در نبردی شرکت نداشت اما بر آثر حمله یک نهنگ دچار جراحت شد و همین امر موجب ایجاد اختلال در راه رفتن و حرف زدن او شد.

از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲ در کمپانی نمایش یکی از بستگانش (ویلیام برادی) به نام استودیوی فیلم برادی به عنوان مدیر صحنه فعالیت داشت.در ۱۹۳۰ با کمپانی Fox قراردادی بسته و برای اولین بار در فیلم کوتاه ۱۰ دقیقه‌ای Broadway's like that با روس اتینگ و جان بلاندل همبازی شد.قرارداد او با فاکس تنها دو سال ادامه داشت و از آن پس تا ۵ سال در فیلم‌های نازلی ظاهر شد.تا اینکه در سال ۱۹۳۶ با فیلم The Petrified Forest خود را تثبیت کرد و این مقدمه همکاری نسبتاً طولانی مدت و موفقیت آمیز او و کمپانی برادران وارنر شد.

از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۰ در ۲۸ فیلم ظاهر شد که اکثر آنها گانگستری و تنها ۲مورد در ژانر وسترن بود.حضور در فیلم‌های شاهین مالت به کارگردانی سام اسپید و کازابلانکا از مایکل کورتیز از جمله چشمگیرترین نقش آفرینی‌های بوگارت محسوب می‌شود.بوگارت در سال ۱۹۵۱ برای بازی در The African Queen برنده جایزه اسکار و در سال‌های ۴۲ و ۵۴ برای فیلم‌های Casablanca و The Caine Mutiny نامزد کسب این جایزه شد.وی در سال ۱۹۵۷ به دلیل ابتلا به سرطان حنجره درگذشت.

بوگارت در اکثر فیلم‌هایش در نقش مردانی خوش گذران و خوش پوش و در عین حال دلیر و باهوش ظاهر شد و همین امر در جذاب تر شدن کاراکتر او تأثیر گذار بود.او در مدت حیات خود و از سال ۱۹۲۷ ۴ بار ازدواج کرد که سه بار آن به طلاق انجامید.هلن منکن؛ ماری فیلیپس و مایو متوت زنانی بودند که از او جدا شدند.لورن باکال همسر آخر او بود که از سال ۱۹۴۵ تا دم مرگ با او همراه بود.حاصل این ازدواج نیز دو فرزند دختر و پسر بود. پسر او استفان در ۱۹۹۶ کتاب زندگینامه هامفری بوگارت را به نام:((بوگارت:در جستجوی پدرم)) به چاپ رساند.

فیلم‌شناسی

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 23:36 توسط امید دل تورو |


بیوگرافی جانی دپ:

                                         

نام:جانی جان کريستوفر دپ سوم

متولد ۹ ژوئن ۱۹۶۳ در اونزبورو واقع در کنتاکی امريکا

اسم مستعار:اقای بوگندو(البته به انتخاب خودش) 

قد:۱۷۰ سانتی متر

پدر: مهندس

مادر:پيشخدمت

برادر:دی٬پی٬دپ 

از سوی مجله امپاير به عنوان يکی از ۱۰۰ ستاره تاريخ سينما در سال ۱۹۹۵ شناخته شد. 

دخترش از ازدواج با ونسا پارادايس که در ۲۷ می ۱۹۹۹ متولد شد.رز ملودی دپ نام دارد. 

از سوی مجله امپاير مقام ۶۷ را در بين ۱۰۰ ستاره هميشگی سينما بدست اورد.

در سال ۹۶ از سوی مجله پیپل به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان انتخاب شد. 

به خاطر تخريب يک اپارتمان در سال ۹۴ دستگير شد. 

با شرلين فين٬ جنيفر گری و ويونا رايدر نامزد بود. 

وقتی با ويونا رايدر سر صحنه فيلم ادوارد دست قيچی نامزد می کند winona forever را روی شانه اش خالکوبی می کند که پس از جدايی aوn را حذف می کند و جمله واينونا برای هميشه به wino forever تبديل ميشود. 

در گروهی به نام THE KIDS نوازنده گيتار بود. 

در فيلم شکلات در ۲۰۰۲ اهنگسازی کرد. 

بين سالهای ۱۹۸۳تا ۱۹۸۵ با خواهر يکی از دوستانش در گروه موسيقیTHE KIDS ازدواج کرده بود.نام اين خانم که در گروه هم حضور داشت لوری ان اليسون بود. 

در ۲۰۰۱ يکی ار ۲۰ چهره دنيای سرگرمی شناخته می شود. 

در ويديو کلیپی سال ۹۱ تام پتی ظاهر می شود.نام کلیپ:در گسترده ای به غايت گشوده است. 

هر دو فرزندش از پارادايس يعنی ليلی و جک از روی اسامی دو کاراکتر اصلی فيلم افسانه ساخت ۱۹۹۵ نامگذاری شده اند. 

در تاريخ نامعلومی با همسرش ونسا پارادايس ازدواج می کند که تا به امروز دوام اورده.  

همسرش ونسا پارادايس يک خواننده و نويسنده آهنگهای پرطرفدار در کشورش فرانسه است.و از او با عنوان بازيگر رويايی نام می برند. 

دپ بابت بازی در هر قسمت سريا خيابان جامپ ۲۱ (۱۹۸۷) مبلغ ۴۵ هزار دلار دستمزد می گرفت. 

معروف است هر ماه بيش هزار نامه از طرفدارانش دريافت می کند. 

سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا يک شب زندانی شد. 

به خاطر لباسهای جين پاره ای که می پوشد معروف است. 

همچنان در هتل زندگی می کند و هيچ خانه و ماشينی ندارد. 

در زمان نامزديش با واينو رايدر در اتاق يک هتل می کردند. 

همسر اولش لوری ان در زمان ازدواج ۲۵ سال داشت در حالی که دپ ۲۰ ساله بود.

يک نيمه سرخپوست چروکی بود. 

مدتی از طريق تلفن خودنويس می فروخت.

 تنها هنرپیشه ی مورد علاقه و ستایش او "مارلون برندو بود.

سال ۹۴ بخاطر تخريب يک هتل راهی زندان شد.

در سال ۲۰۰۲ بخاطر بازی در فيلم دزدان دريايی کارائيب موفق به دريافت جايزه بهترين بازيگر از سوی تماشاگران شد. 

به گفته دپ يکی از بزرگترين اشتباهات او بازی در فيلم به دنبال ناکجااباد در سال ۲۰۰۴ می باشد. 

رابرت دنيرو درباره او گفته:بدون جانی سينما چيزی کم داشت. 

اولين فيلم:نقش گلين لانتر در فيلم کابوس خيابان الم ساخته وس کريون (۱۹۸۴) 

سال ۹۷ فيلم شجاع را کاگردانی کرد که از نوشته های خودش بود. 

از فيلمها:بنی و جون٬ مرد مرده٬ سربزنگاه٬ دنی براسکو٬ ترس و نفرت در لاس وگاس٬ اسلیپی هالوو٬دروازه نهم٬ روزی روزگاری در مکزيک٬ دزدان دريايی کارائيب٬ به دنبال ناکجا اباد و ...... 

اخرين فيلمها: پنجره مخفی٬باغ مخفی۲۰۰۴ ٬چارلی و کارخانه شکلات سازی۲۰۰۵ ٬دزدان دریایی کاراییب۲

مهمترين نقش: ادوارد دست قيچی در فيلمی به همين نام ساخته تيم برتون در مقابل

واينونا رايدر (۱۹۹۰)

جمله معروف:در ۲۷ می ۱۹۹۹ هر انچه که انجام داده بودم يک جور خيال ياطل بوده وجود داشتن بدون زندگی کردن.

تولد دخترو بود که به من زندگی داد

                               

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:2 توسط امید دل تورو |


robert deniro

 

نام اصلي: رابرت دنيرو

سال تولد: 17 آگوست 1943

محل تولد: نيويورك

تحصيلات: دانش آموخته رودس  اسكول نيويورك  و هاي اسكول آف ميوزيك  اند آرت.

نامزد  اسكار: راننده تاكسي (مارتين اسكورسيزي، 1976)، شكارچي گوزن (مايكل چيمينو، 1978)، تنگه وحشت (مارتين اسكورسيزي، 1992)

برنده اسكار: پدرخوانده2 (فرانسينس فورد كاپولا، 1974)، گاو خشمگين (مارتين اسكورسيزي، 1981)

يادداشت:

بازيگري را زير نظر استلا آدلر و لي استراسبرگ آموخت. در فيلم خيابان هاي پايين شهر (مارتين اسكورسيزي، 1973) تبه كار ساده لوح پيش پا افتاده اي را به طرز درخشاني به تصوير در آورد. نقش آفريني اش در اين فيلم سرآغاز رابطه اي طولاني بود بين دنيرو و اسكورسيزي و هر يك  تصويرگري ديگري را از زندگي ايتاليايي - آمريكايي به منتهي درجه كمال رساند.

 

رابرت دنیرو در سال ۱۹۴۳ در نیویورك متولد شد او را بامشخصه‌‏هایی چون شیوه بازیگری متد و بازی در بسیاری از فیلم‌‏های مارتین اسكورسیزی می‌‏شناسند.دنیرو برای تطبیق با نقشی كه قرار است بازی كند هر گونه تغییری كه لازم باشد در خود می‌‏دهد به عنوان مثال برای بازی در فیلم "گاو خشمگین" وزن خود را ۲۷ كیلو اضافه كرد و در ضمن آن ورزش بوكس را هم یاد گرفت و یا برای بازی در "نیویورك نیویورك" نواختن ساكسیفون را آموزش دید. هر دو فیلم ساخته اسكورسیزی هستند.دینرو در بازی از عضلات صورتش نیز از مهارت فوق‌‏العاده‌‏ای برخوردار است