*نه ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر سيسبرون) *كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. (مونتسكيو) *سخاوت، بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران خليل جبران) *آزادي در بي آرزوئي است. (بودا) *كسي كه به پشتكار خود اعتماد دارد، ارزشي براي شانس قائل نيست. (ژاپني) *كسي كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند. (مثل آرژانتيني) *خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل اسمايلز) *همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. (مثل آلماني) *چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت) *به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن. (شكسپير) ******************** *مشکلات مهم زندگی نمیتوانند با طرز تفکری حل شوند که آنها را به وجود آورده است!!!«آلبرت اینشتین» *وقتی شما از کسی متنفرید٬ از چیزی در وجود او نفرت دارید که بخشی از وجود شماست! زیرا آنچه بخشی از وجود ما نباشد ما را آشفته نمیکند. «هرمان هسه» *من سکوت را از پرگوها و حرافها٬ بردباری را از متعصبها و بیگذشتها٬ و مهربانی را از نامهربانها آموختهام. با این حال عجیب این است که من نسبت به این آموزگاران٬ ناسپاس هستم. «خلیل جبران» *جهان سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب میشود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملكتش بكوشد. پروفسور محمد حسابی * اگر به مهماني گرگ مي رويد ، سگ خود را به همراه ببريد .گوته بگويي و خاموشت كنند.سقراط *عشق عينک سبزی است که با آن انسان کاه را يونجه میبيند.مارک تواين *بدترين و خطرناکترين کلمات اينست: «همه اين جورند». تولستوی *يا چنان نمای که هستی، يا چنان باش که مینمايی.بايزيد بسطامی *اگر شير درندهای برابرت باشد بهتر از اينست که سگی خائن پشت سرت باشد. ايرلندی *همو که با اهريمنان به نبرد برمیخيزد بايد بر حذر باشد که در اين فرآيند خود به اهريمنی تبديل نشود. در هنگامهای که تو به خاک مینگری، خاک نيز به تو مینگرد. فردريش ويلهلم نيچه *ما از جنس روياهايمان هستيم. «ويليام شکسپير» * آنکه میخواهد روزی پريدن آموزد، نخست میبايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند فردريش ويلهلم نيچه
*تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)
*فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. (جبران خليل جبران)
*اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)
*دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند. (دور وبل)
*شاد ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و پرمسئوليت است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)
*مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)
*در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده. (كانت)
*سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.
*هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت ندارد. (سنت فرانسيس)
*كسي كه خوب فكر مي كند لازم نيست زياد فكر كند. (آلماني)
* آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .چيني
*اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن
*در دعوا اولين مشت را بزن و محکم هم بزن .جکسون براون
* نيکی و سود خويش را در زيان ديگران مخواه .زرتشت
*ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي گيرند .
ضرب المثل اسپانيایی
*زندگي برگ بودن در گذر باد نيست امتحان ريشه هاست.
ژان دلابرویر : زندگی تراژدی است برای آنکسیکه احساس میکند و کمدی است برای آنکه میانديشد.
آلبرت اينشتين : تنها دوچيز نامحدود وجوددارد: اول عالم هستی ودوم حماقت بشر. البته در مورد اولی زياد مطمئن نيستم.
نامشخص : زندگی مجموعه تعداد نفس هایی که می کشيد نيست؛ بلکه مرکب از لحظات و موقعيتهايی است که نفس شما را درسينه حبس مي کنند.
اسکار وایلد : تجربه نامیست که همه افراد روی اشتباهات خویش میگذارند
لئو تولستوی : همه میخواهند بشريت را عوض کنند، دريغا که هيچ کس در اين انديشه نيست که خود را عوض کند.
سامرست موام : مردم از شما تقاضاي انتقاد و خردهگيري ميکنند ولي در انتظار تحسين هستند.
آندره ژيد : عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم .
کنفوسيوس : مرد بزرگ با روي خوش رد ميکند و مرد کوچک با روي ترش ميپذيرد.
هلنا روبنيشتين : زن زشت وجود ندارد، تنها زناني وجود دارند که حوصله نشستن جلوي آينه و آرايش را ندارند.
جرج سانتايانا : آنان که گذشته را به خاطر نمي آورند مجبور به تکرار آن هستند.
جان سلدن : زماني که پريان از رقصيدن و روحانيون از گوشه نشيني دست برداشتند، عمر دنياي شاد به پايان مي رسد.
برنارد شاو : عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 2:57 توسط امید دل تورو |
سلام.امروز قصد دارم جهت اطلاع آن دسته از علاقه مندان به شرح و تفسیر فیلم های این دوره از جشنواره فجر(یا به قول دست اندر کاران=سودای سیمرغ)بپردازم.با امید به اینکه این اقدام مفید واقع بشه و واکنش شما عزیزان را نسبت به ای فیلم ها برانگیزه. امسال از میان ۱۰۵ فیلم داخلی و صدها فیلم خارجی،۲۸ فیلم برای بخش مسابقه سینمای ایران(سودای سیمرغ)یک فیلم خارج از مسابقه سینمای ایران، ۲۲فیلم در بخش میهمان(بخش غیررقابتی)و ۱۷ فیلم در بخش مسابقه فیلم های اول انتخاب شده اند.یک فیلم ایرانی هم در بخش جشنواره جشنواره ها حضور دارد.هیات داوران بخش مسابقه سینمای ایران شهریار بحرانی،محمد علی نجفی ومحمدرضا هنرمند(کارگردانان سینما)محمد داوودی(مدیر فیلمبرداری)عبدالمجید قدیریان(طراح صحنه و لباس)علی نصیریان(بازیگر سینما تئاتر و تلویزیون) و جواد طوسی(منتقد سینما) خواهند بود. در اینجا فقط بررسی اجمالی فیلمهای حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران و بخش مسابقه بین الملل مد نظر میباشد. ۱-رئیس:فیلمی متفاوت و گویا درخور تحسین از استاد ارجمند آقای کیمیایی.کسی که با حکم تغییری در مسیر فیلمسازی خود ایجاد کرد و دوباره پس از سالیان دراز تواناییهای خود را در عرصه کارگردانی به رخ کشید.اینطور که از ظواهر و شواهد پیداست این فیلم دنباله همان مسیر تازه یافته استاد میباشد.همانطور که خود استاد در باب فیلمش میگوید:"حکم تمرین ساخت رئیس بود". در مورد توصیه به دیدن این فیلم دو امتیاز را کافی میدانم:۱-کارگردانی شاهکار.۲-بازی های تحسین برانگیز پولاد کیمیایی داریوش ارجمند و حضرت شکیبایی. ۲-سنتوری:فیلمی موزیکال و طبق معمول شاهکار و میخکوب کننده از داریوش مهرجویی پس از سه سال غیبت.فیلمی با فیلمنامه ای منسجم و کارگردانی منسجم تر و خلاقانه وبازیهای دور از انتظار از بهرام رادان و گلشیفته فراهانی. رفیق من،سنگ صبور غم هام/به دیدنم بیا که خیلی تنهام ۳-اتوبوس شب:فیلمی در ژانر دفاع مقدس با فیلمبرداری عالی و یک بازی فوق العاده عالی از خسرو شکیبایی حاشیه:گویا در طی فیلمبرداری درگیری فیزیکی بین فروتن و دستیار کارگردان رخ داده که ظاهرا به خیر گذشته. ۴-قاعده بازی:فیلمی کمیک و طنز با چیدمانی از عواملی چیره دست و توانمند و به اضافه موقعیت های جالب به کارگردانی احمدرضا معتمدی.اما نکته ای که شایان ذکر است اینکه فیلم از یک خط داستانی پر کشش برای پیشبرد داستان و مربوط کردن کاراکترهای داستان به هم بهره مند نیست. و حذف برخی از صحنه ها نه تنها لطمه ای به فیلم نمیزند،بلکه به شلختگی آن نظم خاصی هم میدهد.ولی مهمتر از همه اینکه نکته ای که بیشتر از همه توجه دیگران را به خود جلب میکند،بازی جمشید هاشم پور در نقش یک دو جنسه میباشد. ۵-اخراجی ها:پر خرج ترین فیلم حاضر درجشنواره به کارگردانی مسعود ده نمکی.فیلمی که ساخت آن گویا ششصد میلیون تومان هزینه برداشته است.تنها نکاتی که از این فیلم میدانم ان است که در رده فیلم های پربازیگر جای دارد و داستان آن از قرار معلوم در رابطه با پسر بی سر و پایی میباشد که برای رسیدن به عشق خود چاره ای جز سر به زیر شدن ندارد.همین باعث میشود که عزم خود را جزم کند و با اراذل و اباش بدتر از خود راهی جبهه شود. ۶-پاداش سکوت:فیلم معمولی دیگری از مازیار میری در زمینه دفاع مقدس.اما نکاتی که باعث شده این فیلم جزء فیلم های بحث برانگیز به حساب بیاید از قرار زیر میباشد: ۱-حضور بازیگران سرشناسی از قبیل پرویز پرستویی.رضا کیانیان.آتیلا پسیانی.فرهاد اصلانی و جعفر والی ۲-اقتباس فیلم از یک داستان جنجالی و واقعی حاشیه ها:موسیقی فیلم کار پیمان یزدانیان میباشد که بخت زیادی برای ربودن سیمرغ دارد.و دیگر اینکه صحنه های دریای فیلم درون استخری واقع در تهران فیلمبرداری شد که برای آن از فیلمبردار آلمانی استفاده کردند. ۷-پارک وی:فیلمی در ژانر ترس و خلاقانه به کارگردانی فریدون جیرانی.فیلمی که سینمای ایران از نوع آن را به ندرت در خود دیده است. ۸-اقلیما:فیلمی به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور در ژانر ترس.چیزی زیادی از فیلم نمیدانم جز اینکه بازی حسین یاری یکی از نقاط قوت(و شاید تنها نقطه قوت) فیلم میباشد و از هم اکنون او را در ردیف نامزدان بهترین بازیگری می دانند. ۹-سنگ کاغذ قیچی:فیلمی به کارگردانی سعید سهیلی که به قول یکی از دوستان چیزی نیست جز یک کلیپ ۹۰ دقیقه ای. اینطور که پیداست فیلم چیز نظرگیری جز یک صحنه نفس گیر(سکانس سرقت)ندارد. ۱۰-پا برهنه در بهشت:فیلمی معناگرا به کارگردانی بهرام توکلی.خودم از این فیلم اطلاع چندانی ندارم فقط طبق صحبت های به گوش رسیده گویا کپی از فیلم زیر نور ماه میباشد(اینکه کپی آبرومندانه ایست یا نه از این هم متاسفانه بی خبرم).یادمه یکی از عزیزان انقدر در اثر دیدن این فیلم عصبانی شده بود که برگشت گفت: "ای کاش یه دمپایی برای فیلمساز این فیلم میخریدند تابا ساختن این فیلم مارو به جای بهشت ۸۰ دقیقه تو جهنم نگه نمیداشت." ولی تنها چیزی که ازش مطمئنم بازی خوب و تحسین برانگیز افشین هاشمی ست. ۱۱-دست های خالی:چیزی زیادی نمیدانم جر نام کارگردان،بازیگران و داستان آن را کارگردان:ابوالقاسم طالبی بازیگران:خسرو شکیبایی،مسعود رایگان،فاطمه گودرزی داستان:همسر شهیدی می خواهد زندگی جدیدی را شروع کند،اما با مخالفت دخترش رو به روست... ۱۲-مخمصه :وای...وای.هر وقت اسم این فیلم به ذهنم خطور میکنه،مغزم متورم میشه چه برسه به اینکه بخوام ازش بنویسم.فیلمی که مو به مو،صحنه به صحنه و حتی لحظه به لحظه کپی برابر اصل فیلم مخمصه استاد مایکل مان و بازی های شاهکار آلفردو پاچینو و رابرت دنیروست.(جالبه که کارگردان خلاق این فیلم کپی شده به قدری خواسته به اصل خود پایبند باشد که حتی به خود زحمت تغییر دادن اسم فیلم را هم نداده) مثل اینکه قرار است روی پرده سینما مسعود رایگان را در جایگاه دنیرو و فرهاد قائمیان را در جایگاه آل پاچینو ببینیم و از ته دل به این موقیت کمیک بخندیم.(حالا اینکه دلیل انتخاب این بازیگران و شباهت آنها چه از لحاظ چهره و فیزیک و چه از لحاظ سطح بازی با دو غول هالیوود در چیست فقط کارگردان فیلم میدونه و خدا) خلاصه اگر میخواهید فیلمی اکشن ببینید تا به جای هیجان،خنده شما رو برانگیزه،پس دیدن این فیلم رو حتما توصیه میکنم. ۱۳-بچه های ابدی:نمیدانم چرا این روزها کپی برداری از فیلم های اونور آبی باب شده.حالا صد رحمت به مخمصه که از یک فیلم فوق العاده و امتحان پس داده کپی برداری شده(البته صد رحمت که میگم فقط وفقط منظورم نسبت به این فیلمه)نه از یک فیلم هندی با داستانی کلیشه ای.خیلی دوست دارم دلیل پوران درخشنده رو از کپی فیلمش از یک فیلم بالیوودی بدونم...البته شاید بشه این اقدام رو به حساب علاقه وافر خانم درخشنده به این نوع سینما گذاشت. ۱۴-خون بازی:فیلمی از رخشان بنی اعتماد در رابطه با تاثیر خانواده روی فرزند و اعتیاد و عوارض ناشی از آن و....(دیگه خودتون تا آخرش رو بخونید) این فیلم علاوه بر بهره گرفتن از یک داستان کلیشه ای،در زمینه نوع نگاه و نگرش و بدنبال آن نوع ساخت و به نمایش گذاشتن بنی اعتماد نیز دچار دام کلیشه های متداول شده.از بازی ها هم بهتره چیزی نگم مخصوصا بازی باران کوثری در نقش معتاد. ۱۵-مینای شهر خاموش:فیلمی به کارگردانی امیر شهاب رضویان در رابطه با زلزله بم و... چیزی که این فیلم رو غیر فابل تحمل میکنه صحنه های زائد موجود در فیلمه که اگر تدوینگر مسئولیت حذف برخی از اونا رو بر عهده می گرفت لطف بزرگی در حق فیلمساز-و مهمتر ازهمه-فیلمش میکرد.اما هر چی که باشه فیلم از وجود انرژیک استاد انتظامی(که بزنم به تخته روز به روز روپاتر میشن)بهره منده و شاید همین شما رو به دیدن این فیلم ترغیب کنه. ۱۶-آفتاب بر همه یکسان می تابد:اگر بخوام برای این فیلم سبک قائل بشم به جرئت میتونم بگم از اون سبک فیلم هاییه که در حین مشاهده ش هر لحظه یه ندایی از درون وسوسه تون میکنه که تا دیر نشده، پاشین برین پول بلیط تونو پس بگیرین.دلیل مطلقش هم فیلمنامه،دیالوگها،پردازش کارگردان و بازی های شاهکار فیلمه.تنها اطلاع مهمی که درباب این فیلم فاجعه میتونم در اختیارتون بذارم چیزی بیش از این نیست. ۱۷-آن که دریا میرود:فیلمی از آرش معیریان که گویا شباهت زیادی با فیلم مذکور در بالا(آفتاب بر...)دارد.شباهت از این رو که گویا از اواسط فیلم تماشاچیان عزم خود را بهر ترک سالن سینما جمع میکنند. ۱۸-مثل یک قصه:فیلمی به کارگردانی و نویسندگی و آهنگسازی خسرو سینایی.جز این متاسفانه چیز دیگه ای نمیدونم. ۱۹-تک درخت ها:از این فیلم هم اطلاع چندانی ندارم جز کارگردانی سهید ابراهیمی فر و بازی سعید پور صمیمی،مهدی احمدی و پریوش نظریه ۲۰-روز بر می اید:کارگردان:بیژن میر باقری...نویسنده:سعید شاهسواری...بازیگران:داریوش فرهنگ،یکتا ناصر و معلم خودم مهران رجبی ۲۱-گوشواره:کارگردان:وحید موسائیان...فیلمنامه:هوشنگ مرادی کرمانی...بازیگران:مسعود رایگان،اکبر عبدی،رویا تیموریان ۲۲-سبیل مردونه:کارگردان و نویسنده:جواد اردکانی...بازیگران:فاطمه شاکر،بهرام ارازلی،شعبانعلی کمالی ۲۳-سینه سرخ:کارگردان و نویسنده:پرویز شیخ طادی...بازیگران:یوسف مرادی،مهدی احمدی ۲۴مصائب دوشیزه:کارگردان:مسعود اطییبی...نویسنده:احمد رفیع زاده...آهنگساز:ناصز چشم آذر...بازیگران:بهزاد فراهانی،مهدی پاکدل ۲۵-قفل ساز:نویسنده و کارگردان:غلامرضا رمضانی...بازیگران:محمد نظری،فاطمه خدادادی ۲۶-باز هم سیب داری:یک فیلم متفاوت،خلاقانه و جذاب با فضایی منحصر به فرد و سورئال از بایرام فاضلی. دیدن این فیلم خوب رو حتما بهتون توصیه میکنم چه هنگام جشنواره و چه هنگام اکران(البته اگه خوشبینانه به موضوع اکران شدن این فیلم نگاه کنیم) ۲۷-روز سوم:فیلم دیگری از کارگردان پر کار و بساز درروی تلویزیون و به تازگی سینما "محمد حسین لطیفی" در ژانر دفاع مقدس با بازی بازیگران ثابت این کارگردان پویا ۲۸-آدم:فیلمی با داستانی تازه و جذاب به کارگردانی عبدالرضا کاهانی و بازی فرشته صدر عرفایی،مهتاب کرامتی و حامد بهداد. -اینطور که عیان است اکبر عبدی،مسعود رایگان و رویا تیموریان از پرکارترین بازیگران این دوره هستند.فقط امیواریم علاوه بر کمیت،کیفیت رو هم ملاک قرار داده باشن. -گویا جشنواره،جشنواره متفاوتی نسبت به جشنواره های قبلی خواهد بود و رقابت نیزسرسخت تر.ولی نکته ای که جلب توجه میکند این است که بخش عمدهای از فیلم ها را فیلم هایی با زمینه دفاع مقدس تشکیل میدهند و از همین الان میشه پیش بینی کرد که سیمرغ بهترین فیلم برای یکی از این فیلم ها کنار گذاشته شده.حالا این سیمرغ دست کدومشونو میبوسه بعدا معلوم میشه. این هم از تفسیر فیلم های این دوره.امیدوارم تونسته باشم با این اقدام خدمتی در زمینه این هنر جاودانه هفتم کرده باشم.در ضمن اگر شما عزیزان هم نقد یا نظری درباب این فیلم ها-حالا چه موافق و چه مخالف با نظر بنده-دارید خوشحال میشم اگر باهام در میون بگذارید.
+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 4:8 توسط امید دل تورو |
امروز اولین روز بیست و پنجمین جشنواره فجر بود...هر سال به انتظار رسیدن چنین روزی با انگشتان دستهام روزها و هفته ها و ماه ها رو میشمردم.گاهی اوقات از انگشتان پاهام هم بهره می بردم.گاهی هم به امید اینکه این سودای سیمرغ زودتر فرا برسه هر روز رو معادل هشت انگشت،هر هفته رو معادل چهار انگشت و هر ماه معادل دو انگشت در نظر میگرفتم...یادش بخیر...همیشه این موقع شور و هیجان خاصی داشتم و تقریبا اکثر فیلم ها رو از نظر میگذروندم..فیلم ها وکارگردان های مورد علاقه مو تحسین میکردم و بقیه رو تحقیر و....یادمه برای بید مجنون ۵ هزارتومان،( اونم با کلی تمنا و قربون صدقه رفتن)به نام پدز ۶ هزار تومان(که بعد از زیارت این شاهکار آقای حاتمی کیا به زمین و زمان و علی الخصوص خودم لعنت فرستادم) و چهار شنبه سوری ۸ هزار تومن از جیبم خالیم پرداخت کردم(جالب اینکه بلیط چهار شنبه سوری مال روز گذشته بود و یادمه سر این فیلم چه ها که نکشیدم)....با تداعی این خاطرات تلخ وشیرین و حال وهوا و جو حاکم در اون روزها انگار دل محبوس شیشه ایم از جا کنده میشه...ولی چه فایده...دیگه نه عزمی مونده که بخوام جزمش کنم...نه شور و اشتیاقی... نه نایی،نه یاری و نه یارایی...چی بگم...چی بگم از دل تنگم که هر چی ازش بیشتر میگم تنگتر میشه...بگذریم...فقط میخوام برام دعا کنید تا این لکه دلمردگی،این احساس دلزدگی از همه چیز و همه کس،بی هیچ انگیزه و دلیلی از وجودم شسته بشه و همچون آبی روان بره به یه جای دور...جایی که هیچ اثری ازش نباشه ...جایی که برای همیشه منو به حال خودم بگذاره و بگذره...
به امید روزی که دوباره با وجودی سرشار و آکنده از جنب و جوش امید،لبریز ازشور و هیجان بتونم گوش به زنگ باشم...گوش به زنگ صدایی که منو به پشت دریا،به سحرگاه شگفتن ها و رستن های ابدی،به کوچه های گیج از عطر اقاقی میخونه ... به بیابانی که فراموش شده ای بنام عشق از پشت پنجره به آن مینگرد آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولک آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر آن بام های بادبادکهای بازیگوش آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها ان روزها رفتند
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 4:45 توسط امید دل تورو |
وداع می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ويرانه خويش بخدا می برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش می برم، تا كه در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ گناه شستشويش دهم از لكه عشق زينهمه خواهش بيجا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم ز تو، ای جلوه اميد محال می برم زنده بگورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال ناله می لرزد، می رقصد اشك آه، بگذار كه بگريزم من از تو، ای چشمه جوشان گناه شايد آن به كه بپرهيزم من بخدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله آه شدم، صد افسوس كه لبم باز بر آن لب نرسيد عاقبت بند سفر پايم بست می روم، خنده بلب، خونين دل می روم، از دل من دست بدار
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 1:7 توسط امید دل تورو |
پشت شيشه برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
در سكوت سينه ام دستی
دانه اندوه می كارد
مو سپيد آخر شدی ای برف
تا سرانجامم چنين ديدی
در دلم باريد ... ای افسوس
بر سر گورم نباريدی
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهائی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنيای تنهائی
ديگرم گرمی نمی بخشی
عشق، ای خورشيد يخ بسته
سينه ام صحرای نومیديست
خسته ام، از عشق هم خسته
غنچه شوق تو هم خشكيد
شعر، ای شيطان افسونكار
عاقبت زين خواب دردآلود
جان من بيدار شد، بيدار
بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود
ای خدا ... بر روی من بگشای
لحظه ای درهای دوزخ را
تا به كی در دل نهان سازم
حسرت گرمای دوزخ را؟
ديدم ای بس آفتابی را
كاو پياپی در غروب افسرد
آفتاب بی غروب من!
ای ديغا، درجنوب! افسرد
بعد از او ديگر چه می جويم؟
بعد از او ديگر چه می پايم؟
اشك سردی تا بيفشانم
گور گرمی تا بياسايم
پشت شيشه برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
در سكوت سينه ام دستی
دانه اندوه می كارد
<<فروغ فرخزاد>>
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 2:10 توسط امید دل تورو |
نامزدهای اسکار عبارتند از ...
بابل
مرده
نامههایی از ایووجیما
دوشیزه سانشاین کوچولو
ملکه
بهترین کارگردان :
الخاندرو گونزالز ایناریتو (بابل)
مارتین اسکورسیزی (مرده)
کلینت ایستوود (نامههایی از ایووجیما)
استیون فریرز (ملکه)
پل گرینگراس (یونایتد 93)
بهترین بازیگر زن نقش اصلی :
پنهلوپه کروز (بازگشت)
جودی دنچ (یادداشتهایی بر یک رسوایی)
هلن میرن (ملکه)
مریل استریپ (شیطان پرادا میپوشد)
کیت وینسلت (بچههای کوچک)
بهترین بازیگر مرد نقش اصلی :
لئوناردو دیکاپریو (الماس خون)
رایان گوسلینگ (نیمه نلسن)
پیتر اوتول (ونوس)
ویل اسمیت (جستجوی شادی)
فارست ویتاکر (آخرین پادشاه اسکاتلند)
بهترین بازیگر زن نقش مکمل :
آدریانا بارازا (بابل)
کیت بلانچت (یادداشتهایی بر یک رسوایی)
جنیفر هادسون (دختران رویایی)
ابیگیل برسلین (دوشیزه سانشاین کوچولو)
رینکو کیکوچی (بابل)
بهترین بازیگر مرد نقش مکمل :
آلن آرکین (دوشیزه سانشاین کوچولو)
جکی ارل هالی (بچههای کوچک)
جیمون هونسو (الماس خون)
ادی مورفی (دختران رویایی)
مارک والبرگ (مرده)
بهترین فیلمنامه اقتباسی :
ساشا بارون کوهن، آنتونی هاینز، پیتر بینهام، دان مازر، تاد فیلیپس برای بورات
آلفونسو کوارون، تیموتی سکستون، دیوید آراتا، مارک فرگوس، هاوک استبی برای کودکان انسانها
ویلیام موناهان برای مرده
تاد فیلدز، تام پروتا برای بچههای کوچک
پاتریک ماربر برای یادداشتهایی بر یک رسوایی
بهترین فیلمنامه اریژینال :
گیلرمو برای آریاگا برای بابل
آیریس یاماشیتا و پل هاجیس برای نامههایی از ایووجیما
مایکل آرندت برای دوشیزه سانشاین کوچولو
گیلرمو دلتورو برای هزارتوی پن
پیتر مورگان برای ملکه
بهترین تدوین :
بابل
الماس خون
کودکان انسانها
مرده
یونایتد 93
بهترین فیلمبرداری :
کوکب سیاه
کودکان انسانها
شعبدهباز
هزارتوی پن
حیثیت
بهترین موسیقی متن :
گوستاوو سانتائولالا برای بابل
توماس نیومن برای آلمانی خوب
فیلیپ گلاس برای یادداشتهایی بر یک رسوایی
خاویر ناوارته برای هزارتوی پن
الکساندر دسپلات برای ملکه
بهترین آواز :
ملیسا اتریج برای «من باید بیدار شوم» از یک حقیقت آزاردهنده
هنری کریجر، اسکات کاتلر و آن پریون برای «گوش کن» از دختران رویایی
هنری کریجر، سیدا گرت برای «بله دوستت دارم» از دختران رویایی
رندی نیومن برای «شهر ما» از ماشینها
هنری کریجرو ویلی ریله برای «صبر» از دختران رویایی
بهترین طراحی صحنه :
دختران رویایی
چوپان خوب
هزارتوی پن
دزدان دریایی کاراییب: قفسه سینه مرد مرده
حیثیت
بهترین طراحی لباس :
نفرین گل طلایی
شیطان پرادا میپوشد
دختران رویایی
ماری آنتوانت
ملکه
بهترین چهرهپردازی :
آپوکالیپتو
کلیک
هزارتوی پن
بهترین صداگذاری :
آپوکالیپتو
الماس خون
پرچمهای پدرانمان
نامههایی از ایووجیما
دزدان دریایی کاراییب : قفسه سینه مرد مرده
بهترین ترکیب صدا :
آپوکالیپتو
الماس خون
پرچمهای پدرانمان
دختران رویایی
دزدان دریایی کاراییب : قفسه سینه مرد مرده
بهترین جلوههای ویژه :
دزدان دریایی کاراییب : قفسه سینه مرد مرده
پوزیدان
بازگشت سوپرمن
بهترین فیلم انیمیشن :
ماشینها
پاهای رقصان
خانه هیولا
بهترین فیلم خارجی زبان :
پس از عروسی (دانمارک)
روزهای افتخار (الجزایر)
زندگی دیگران (آلمان)
هزارتوی پن (مکزیک)
آب (کانادا)
بهترین فیلم مستند :
ما را از شر شیطان نجات ده
یک حقیقت آزاردهنده
عراق تکه تکه
اردوگاه مسیح
وطن من، وطن من
بهترین فیلم کوتاه زنده :
بینتا و فکر بزرگ
ONE TOO MANY
هلمر و پسر
نجاتدهنده
داستان وست بانک
بهترین فیلم کوتاه انیمیشن :
شعر دانمارکی
سرقت شده
THE LITTLE MATCHGIRL
استاد
زمانی برای احمقها نیست
بهترین کوتاه مستند :
خون ناحیه یینگژو
زندگی بازیافته
تکرار یک رویا
دو دست
اسکار افتخاری برای انیو موریکونه
جایزه بشردوستی جین هرشولت برای شری لنسینگ
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 22:3 توسط امید دل تورو |
رابرت دنیرو در صدر فهرست شرمآورترین نقشهای تاریخ سینما قرار گرفت. دنیرو که شش بار نامزد دریافت جایزه اسکار بوده است این عنوان را برای نقشش در فیلم بچهگانه «راکی و بولوینکل» بدست آورده است. یک منتقد ایترتینمنت ویکلی که این نظرسنجی را به راه انداخته است میگوید «او ویتو کورلئونه جوان بود. او تراویس بیکل بود. او جیک لاموتا و روپرت پاپکین و آل کاپون بود. او نامزد دریافت 6 جایزه اسکار بوده است. او بزرگترین بازیگر زنده ماست. سوالی وجود ندارد، جایی برای بحث نیست. و حالا یک انحراف کوچک وجود دارد. کوچک؟ با کی شوخی میکنم؟ یک انحراف فوقالعاده به نام ماجراهای راکی و بولوینکل»
فهرست نهایی شرمآورترین نقشهای برای پول در تاریخ عبارتند از:
1- رابرت دنیرو برای ماجراهای راکی و بولوینکل
2- ریچارد برتون برای جنگیر 2: مرتد
3- سر بن کینگزلی برای BloodRayne
4- تونی کرتیس برای خرسهای وحشی به ژاپن میروند
5- دنیس هاپر برای برادران سوپر ماریو
6- پیتر اوتول برای کلوپ بهشت
7- ارسن ولز برای Transformers: The Movie
8- جودی دنچ برای ایکس ایکس ایکس : ماجراهای ریدیک
9- مایکل کین برای آروارهها : انتقام
10- دمی مور برای استریپتیز
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 22:1 توسط امید دل تورو |